close
متخصص ارتودنسی
وسعت جهان هرکس به اندازه فکر اوست ، اندازه فکر هر کس هم به قدر همت اوست ابزار مناسب

اسلايدر


ما با چيزي که به دست مي آوريم امرار معاش مي کنيم ، اما چيزي که مي بخشيم و مي دهيم است که زندگي مان را غني ميکند." وينستون چرچيل" ***** هميشه با قلب باز زندگي کن حتي اگر درد داشته باشه ***** برنده بودن زماني اتفاق ميافته که با برنده ها همراه بشيد
منوي اصلي
موضوعات
آرشيو
مطالب پربازديد
لينک دوستان
پيوندهاي روزانه
درباره وبلاگ
ما آماده ایم تا هـر شخص علاقه مند به صنـعت فروش مستقیم Direct-Selling و تجارت بازاریابی شبـکه ای (m.l.m) را بی هیچ قید و شرطی بصورت رایگان آموزش دهیم. اگر میخواهید در دراز مدت موفق باشید باید جدیت یک مربی و عطوفت یک خدمتگزار را همـزمان در خود پرورش دهید. اگر به چنین موقعیتی دست یابید افـراد به سراغ شما میآیند و از شما تقاضا می کنند تا آنها را وارد کسب و کار خود کنید.*********** شماره تماس : 09391044865
اطلاعات کاربري

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آمار سايت
آمار مطالب
کل مطالب : 40
کل نظرات : 5
آمار کاربران
افراد آنلاين : 1
تعداد اعضا : 112

کاربران آنلاين

آمار بازديد
بازديد امروز : 10
بارديد ديروز : 3
بازديد هفته : 10
بازديد ماه : 213
بازديد سال : 213
بازديد کلي : 22,419
آخرين کاربران
کدهاي اختصاصي
سخنان بزرگان
پشتيباني
RSS

Powered By
Rozblog.Com

روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کا...ری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد.

رئیس پرسید: آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟

" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!

شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟

 درسی که از این داستان آموزنده می گیرید چیست؟

آیا نباید ما در کسب و کار فروش مستقیم ، ابتدا آموزش های لازم را ببینیم بعد شروع به فعالیت نمائیم؟

آیا نباید از فرصتهایی که امروز داریم استفاده نمائیم و آموزش های لازم برای شروع این تجارت را فرا بگیریم؟

اگر امروز که شروع کارتان است آموزش نبینید دیگر فرصتی برای یادگیری نخواهید داشت. و مطمئن باشید از این تجارت بیرون خواهید رفت!

بدانیم تا بمانیم!

درباره : داستانهای نگرشی (بسیارمهم) ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 1

برچسب ها : فروش مستقیم , بازاریابی شبکه ای , کارافرینی , کسب و کارخانگی , mlm , bizmlm , newshanik , networkmarketing , baadraan , gnmco , taksoo , panberes , asnm , directselling , mlmbook , hphco , اموزش , اخبار , سازمان فروش , خرده فروشی ,
بازديد : 20
تاريخ : زمان : | نويسنده : حسینی865 1044 0939 | نظرات ()
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
جستجو